جمال الدين محمد الخوانساري
435
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
و « گناه كند پس اعتراف كند » يعنى اگر گناه كند اعتراف كند بآن وخود را گنهكار داند وپشيمان باشد واندوهگين باشد بر آن ، و « بيم داشته باشد » يعنى از خدا . « پس عمل كند » بفرمودههاى أو تعالى شأنه ، و « حذر كند » يعنى انديشه كند از مخالفت وعصيان حق تعالى ، « پس پيشى گيرد » با طاعت وانقياد أو . 6594 فاللّه اللّه عباد اللّه في كبر الحميّة وفخر الجاهليّة ، فانّه ملاقح الشّنان ومنافخ الشّيطان . پس بترسيد از خدا پس بترسيد از خدا در نخوت حميت ومفاخرت جاهليت پس بدرستى كه آن آبستنهاى دشمنى است ، ومحلهاى باد دميدن شيطان ، اين نيز مىبايد كه تتمهء كلامي باشد « 1 » در نعت حق تعالى يا مواعظ ونصايح ومراد اينست كه : بترسيد از خدا ، بترسيد از خدا ، واين تأكيد است اى بندگان خدا در بارهء نخوت حميت يعنى از اين كه تكبر ونخوت داشته باشيد كه ناشى مىشود آن از حميت وپوشيده نماند كه « حميت » در أصل بمعنى ننگ داشتن است وآن بر دو قسم است : يكى ننگ داشتن از چيزى كه در واقع عيب ونقص باشد واين ممدوح است . ويكى ننگ داشتن از چيزى كه در واقع نقص وعيب نباشد وبعضي مردم از راه جهل وغرور ننگ از آن داشته باشند مثل ننگ داشتن كسى از اين كه كسى افزونتر از أو يا برابر أو باشد ، واز نرمى وملاطفت با كسى باعتبار اين كه ياد از افزونى يا برابرى أو مىدهد ، واين حميت مذموم است ومراد به « حميت » در اينجا اين قسم مذموم است كه منشأ تكبر ونخوت گردد ، و « در مفاخرت جاهليت » يعنى مفاخرت كردن با يكديگر واظهار هر يك زيادتى بر يكديگر در نسب يا حسب چنانكه شايع بود در جاهليت يعنى در عربان قبل از اسلام پس بدرستى كه آن يعنى هر يك از نخوت
--> ( 1 ) از فقرات خطبهء قاصعه است ولفظ « عباد اللّه » در آنجا نيست ( رجوع شود بشرح نهج البلاغهء ابن أبي الحديد ، ج 3 چاپ اوّل مصر ، ص 231 ) .